معين الدين نطنزى
213
منتخب التواريخ معينى ( فارسى )
در روز حضرتش را با پسر خود به دفع عصاة بدخشان فرستاد و خود روى به هرات نهاد . در سر يك ماه سلطان غازى آن ناحيه را صافى كرده مراجعت نمود . در حين ملاقات خبر رسيد كه شيخ محمد بيان و كيخسرو ياغى شدهاند . فى الحال امير حسين ، سلطان غازى را به دفع ايشان فرستاد ؛ و از مملكت بدرآمد و تا سمرقند براند ، و چند روز در شهر سبز توقف فرمود . در اثناى اين حال امير مؤيد در سر شراب ، شخصى را بكشت . خونداران استعانت به امير حسين بردند . ايلچى فرستاد تا امير مؤيد را گرفته ببردند . آغاى بزرگ از نازشى كه داشت سلطان غازى را تكليف كرد تا حمايت كند . ايلچى تشدد مىنمود ، يكبار ديگر بر سبيل ضرورت گوش به قول خواهر كرده به اتفاق امير موسى و اكثر امراء ديگر نقارهء خروج را به دوال دولت در خروش آورد . على يساورى خواست كه از طريق نصيحت دفع الوقتى آرد . هندو قرقره در مجلس به يك ضرب شمشير سرش به دور انداخت . بعد از آن يك جهت جنگ شده روى به بلخ نهادند . چون نزول به قصبهء خزار واقع شد سلطان غازى ، امير موسى را در غول بگذاشت و خود در مقدمهء منقلاى روانه شد . امير موسى از غايت بددلى توهم كرد و با مخصوصان خود متخلف شد . سلطان غازى التفات ننمود و سيورغتمش اوغلان را با جمعى از بهادران منقلاى گردانيد و خود غول را باشلاميشى كرده متوجّه شد . امير حسين لشكر گران را به دفع فرستاد . قراولان سلطان غازى هم در نواحى ترمذ ايشان را تارومار گردانيدند . بعد از آن امير اولجايتوى بزرگ و كيخسرو با لشكرها ملحق شدند ، و شيخ محمد بيان نيز به مدد رسيد . امير حسين چون از وصول امرا واقف گرديد دانست كه مقابله متعذر است ، متحصن شد . سلطان غازى به اتفاق امرا سيورغتمش اوغلان را بر سرير خانى بنشاند و لشكر به در بلخ برد . زنده حشم با لشكر نايمان برسيد ، به اتفاق دروازههاى شهر بخش كرده فرود آمدند . بعد از چند روز كه معارضه و محاكا تكرار يافت امير حسين مجموع سرداران و سپاه خود را به جنگ بيرون فرستاد . قضا را آن روز اكثر لشكر به جابقين رفته بودند ، در حين آنكه لشكرهاى محاصره را پاى از جاى برود ، اميرزاده عمر شيخ با وجود [ ى ] كه شانزده ساله بود ، حمله كرد